تبليغاتX
<-BlogTitle->


 
اگر هر آینه با خویش در سخن هستیم
عجیب نیست.. که یک روح در دو تن هستیم
 
به هم اگر برسیم آه می کشیم! که ما
دو ابر سر به هوا در دو پیرهن هستیم
 
دو عاشقیم ولی در دو سرزمین جدا
دو پادشاه که در فکر یک وطن هستیم
 
دو جنگجو که نجنگیده نیز معلوم است
که هر دو فاتح این جنگ تن به تن هستیم
 
مخوان به گوش من افسانه ی خزان! که هنوز
چنان دو غنچه ی در حال وا شدن هستیم
***
 
خوش این زمان.. که در آغوش گر گرفته ی هم
به امر عشق شهیدان بی کفن هستیم...
 
 
سلام.
روز عالیجناب عطار نیشابوری و حضرت سعدی شیرازی بر شما روشن بادا!

 

نوشته شده توسط عليرضا بديع + تو در ساعت 12:51 | لینک  |