تبليغاتX
<-BlogTitle->

 

 

نام من عشق است

شبي با بید مي رقصم ، شبي با باد مي جنگم

كه من چون غنچه هاي صبحدم بسيار دلتنگم

مرا چون آينه هركس به كيش خويش پندارد

و الّا من چو مِي با مست و با هشيار يكرنگم

شبي در گوشه ي محراب قدری «ربّنا» خواندم

همان يك بار تارِ موي يار افتاد در چنگم

اگر دنيا مرا چندي برقصاند ملالي نيست

كه من گريانده ام يك عمر دنيا را به آهنگم

به خاطر بسپریدم دشمان ! چون «نام من عشق است»

فراموش ام كنيد اي دوستان ! من مايه ي ننگم

مرا چشمان دلسنگي به خاك تيره بنشانيد

همين يك جمله را با سرمه بنويسيد بر سنگم

 

 

علیرضا بدیع. نیشابور.

 

نوشته شده توسط عليرضا بديع + تو در ساعت 14:19 | لینک  |